cementer تبدیل فرهنگ مهمان گردشگری

cementer: تبدیل فرهنگ مهمان گردشگری صنایع دستی میراث فرهنگی میراث فرهنگی نشست خبری

گت بلاگز اخبار فرهنگی و هنری خودم را به خدا سپرده‌ام / حسین محب‌ اهری

حسین محب‌ اهری نزدیک به 14 سال است درگیر بیماری سرطان است و به گفته خودش شش سال است که بیماری‌اش وارد فاز جدیدی شده است و روش‌های درمانش عوض کردن کرده هست. در ک

خودم را به خدا سپرده‌ام / حسین محب‌ اهری

حسین محب اهری: خودم را به خدا سپرده ام

عبارات مهم : زندگی

حسین محب اهری نزدیک به 14 سال است درگیر بیماری سرطان است و به گفته خودش شش سال است که بیماری اش وارد فاز جدیدی شده است و روش های درمانش عوض کردن کرده هست. در کنار درمان و داروهای جدید، آن چیزی که این بازیگر را سرپا نگه داشته و او سال هاست به زندگی و کار ادامه می دهد؛ «امید» است! با او راجع به امید به زندگی هم صحبت شدیم.

صدایش پر از انرژی هست، سرحال است و می گوید روند درمانش بخوبی طی شده است و حالش روزبه روز بهتر می شود.

خودم را به خدا سپرده‌ام / حسین محب‌ اهری

او می گوید: بدنم دیگر شیمی درمانی را قبول نمی کرد و باید آمپول های خاصی استفاده می کردم که بسیار گران بود، ولی به کمک صندوق هنرمندان، منزل تئاتر، یکی از دوستان بسیار خوبم و یکی از شرکت های بیمه توانستم آمپول ها را خریداری کرده و تزریق کنم و خدا را شکر حالم بهتر شده است هست. حالا باید منتظر آزمایش های تازه و جواب آنها باشم تا اگر بدنم در اوضاع مطلوبی قرار داشت، پیوند مغز استخوان را انجام دهم.

شما سال هاست با بیماری ای که به نظر خیلی ها غیر قابل درمان هست، مبارزه می کنید و کم کم دارید به صورت ای خاص در این راه تبدیل می شوید، چه چیزی شما را آنقدر نیرومند کرده که با بیماری سرطان دربیفتید و آن را از پای دربیاورید؟

سال 81 نخستین جراحی را انجام دادم و تحت درمان قرار گرفتم. از سال 90 بیماری ام وارد فاز جدیدی شد و تقریبا همه اندام های شکمی مرا درگیر کرد! من در همه این سال ها به دنبال درمان بوده ام و هرگز خسته نشده ام! پزشکان خیلی خوبی در این زمینه داریم و داروهای جدیدی هم به بازار می آید که به درمان کمک می کند.

حسین محب‌ اهری نزدیک به 14 سال است درگیر بیماری سرطان است و به گفته خودش شش سال است که بیماری‌اش وارد فاز جدیدی شده است و روش‌های درمانش عوض کردن کرده هست. در ک

سرطان از بیماری های فرسایشی است که طاقت آدم ها را کم می کند و در کنار جسم به روان آنها هم آسیب می زند. در این سال ها شما از مشورت روانپزشکان جهت مقابله با این بیماری استفاده کرده اید؟

نه! هنوز پزشکم به من توصیه نکرده که به روانپزشک مراجعه کنم! راستش با بیماری ام کنار آمده ام و پذیرفته ام که باید همه تلاشم را بکنم تا این بیماری درمان شود. به این بیماری به عنوان یک مسئله نگاه می کنم. در زندگی همه آدم ها مشکلاتی پیش می آید که باید آنها را برطرف کنند و من هم باید این مسئله را هر جور شده است از زندگی ام از بین بردن کنم.

سطح امید به زندگی در شما آنقدر بالاست که می تواند جهت آدم های دیگر الگو باشد، این همه امید را از کجا می آورید؟

خودم را به خدا سپرده ام! با توکل به خدا درمانم را پی می گیرم، می روم دنبال آمپول و هنگامی که می بینم پولش را ندارم از خدا می خواهم راهی برایم باز کند که شکر خدا گشایشی هم ایجاد می شود! درد خیلی آدم را اذیت می کند، سال هاست این درد به جانم می افتد و هنگامی که که می آید دیگر هیچ کاری نمی توانم انجام بدهم! نه می توانم بنشینم نه می توانم راه بروم نه می توانم حرف بزنم! دردی که فقط خدا قدرت تحملش را می دهد و گرنه آدم را از پا درمی آورد! ولی مدام به خودم می گویم خدا مرا به این دنیا آورده و هر وقت وقتش باشد مرا خواهد برد! آنچه این وسط می ماند توکل و صبر است! زندگی موهبتی است که جهت حفظ آن تلاش می کنم.

خودم را به خدا سپرده‌ام / حسین محب‌ اهری

خانواده و اطرافیان چه کمکی می توانند به افرادی که دچار این بیماری هستند، کنند؟

همیشه به خانواده ام می گویم واقعیت بیماری را نمی توان منکر شد، ولی باید تحملمان را اوج ببریم! من در برابر درد صبوری نشان می دهم، شما هم مرا در این صبوری همراهی کنید! توصیه اینجاست که درد همیشگی نیست، ما نباید وقت هایی را هم که درد نیست قاطی دردمندی ها کنیم. هنگامی که بیماری آرام است و درد اذیتم نمی کند باید در کنار خانواده و دوستانم از زندگی لذت ببرم، شاد باشیم و یکدیگر را امیدوار کنیم.

حسین محب‌ اهری نزدیک به 14 سال است درگیر بیماری سرطان است و به گفته خودش شش سال است که بیماری‌اش وارد فاز جدیدی شده است و روش‌های درمانش عوض کردن کرده هست. در ک

خانواده ها باید حواسشان باشد که تمرکز بیمار را از روی مریضی اش کم کنند، نباید مدام به بیماری فکر کرد چون درد شدت یافتن می شود! باید جهت خودت کار بتراشی! من بدون کار نمی توانم زندگی کنم. امروز آمپول تزریق کرده ام و فردا به عنوان داور به یک جشنواره می روم و بعد از آن جهت داوری یک جشنواره دیگر به همدان می روم. مدام سر خودم را گرم می کنم تا روی درد متمرکز نشوم! مسئولیت های متفاوت را قبول می کنم تا مجددا سروکله درد پیدا نشود! جهت غلبه بر این بیماری باید زاویه نگاهمان به زندگی و درد را عوض کردن دهیم. نقش های زیادی به من پیشنهاد شده است که نمی توانم آنها را بپذیرم چون مدت زیادی نمی توانم سرکار باشم. ولی نقش ها و کارهای کوتاه مدت را می پذیرم و با امید به زندگی ادامه می دهم تا خدا چه بخواهد و چه تقدیر کند!

جام جم آنلاین

خودم را به خدا سپرده‌ام / حسین محب‌ اهری

واژه های کلیدی: زندگی | بیماری | خانواده | شیمی درمانی | اخبار فرهنگی و هنری

دانلود


دانلود فایل ها

نویسنده : topsblog